2
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 2:41 توسط شهرزاد
|
شهرزاد رفت
شهرزاد قصه گوی من رفت دلم برایش تنگ شده این جا را هم در آخرین روز ها به من سپرد که هر از گاهی بیایم و خاک از رویش بتکانم
2
نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 3:9 توسط شهرزاد
|
دردودلهاي گلك *********** ننه سرما خدا نگه دار صدای پای بهار می آید ننه سرما بخواب سر وصدای آمدن پرستو ها بی خوابت نکند غنچه ها می خندند سبز ها با آرزوهای زیبا می آیند ننه سرما بخواب ننه سرما زنی در روزهای بهار می آید او مادر است مثل تو مهربان نگران نباش او مادر من است مثل بهار سبز است ... مهربان