تبليغاتX
مامان و گلك
 
تسبیح بنفش

اَه...لعنت به همه چی

هی ببین

دلم برات یه ذره شده، نه خیلی بیشتر از یه ذره

امروز

امشب

ماه داره کم کم می گیره...

من دارم خیلی خیلی دلم برات تنگ می شه

امروز چند بار بغضم ترکید؟

هوووم؟

تو می دونی نه؟

بهت گفتم

بهش گفته بودم

گوش نکرد

چرا؟ نمی دونم... من هیچی نمی دونم

تو می دونی ولی

اونم خوب می دونست من چی می خوام

اما چرا گوش نکرد؟

چرا؟

فقط یک کم

یه کوچولو هم گوش نکرد

...

چقدر با تفسیر های الکی نبودنت رو توجیه کنم؟

تو بگو

چقدر

تا کی

چطور

سرم درد می کنه

دلم برات تنگ شده

یادته؟

پارسال یادته؟

اون همه روزای خوب یادته؟

این جا بوی شالی سوخته میاد

اما هنوز هیچی درو نکردن

این جا بوی ماه گرفته می یاد

این جا بوی تنهایی میاد

من تو رو کم دارم

من تا همیشه تو رو کم دارم...

--------------------------------------

شهرزاد پیش ما بودی پارسال.. این شب... هنوز این تسبیح بنفش آویزونه این جا... عطر دستت هست..

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 0:46  توسط شهرزاد  | 
 

 
برای این همه دیر کرد معذرت می خوام

نه بی معرفت نشدم شهرزاد.... تو که خودت داری می بینی همه چیو... یک کم مادر جون بود و درگگیر کارهاش بودیم ، الان هم گرفتاری ها و بدبختی های خودمون. راسنی شهرزاد من حالم زیاد خوب نیست. امروز دکتر بازی رو شروع کردم... باید الان ازت بخوام برام دعا کنی؟ نمی دونم... احتمالا زیاد مهم نیست که چه بلایی سرم بیاد. یه طورایی همش تسلیم ام....

 

 

 

گلکت هم که خوبه... می خواستم روز مادر بیام این جا رو آپ کنم اما مثه دیوانه ها بودم. امسال به هیچ کس روز مادر و تبریک نگفتم... دلم نمی یومد... محبوبه هم شبش پیش ما بود...من چطوری می تونم خوب؟ هوووم؟

 

 

2 نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 20:48  توسط شهرزاد  |