تبليغاتX
مامان و گلك
 
تو نرفتی ، نه ، تو هنوزم اینجایی

به نام او

 

تولدت نزدیکه و بی قراری ، بعد از مدتها اومدن و اینجا و گریه ...

شهرزاد قاب عکست رو به روی منه ...

اینجا بی تو خیلی ساکته این سکوت مثل یه بغضی می مونه که مونده توی گلو .

شهرزاد چند روز دیگه تولدته ، فرشته ها برات تولد می گیرن می دونم .

تو اون بالا می خندی و شادی و ما این پایین چشممون به اون بالا .

تو هستی تو همیشه بودی . مگه میشه تو ما ها رو تنها بزاری ...

شهرزاد ...

پری اردی بهشتی ، دلم بدجوری برات تنگ شده ...

.

دوستت داریم شهرزاد .

 عروسکت

 

بی‌تو

روزهای بی‌قراری آمد

بی‌تو...

اگر باز نگردی

چه کسی صدایم می‌کند

بی‌تو

نمی‌دانی چقدر دلم بی‌قرار توست

نمی‌دانی چقدر چشم‌انتظار توام

و

سهم من از تو

خاطرات گمشده در غبار*

.

*از شعرهای شهرزاد

2 نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:27  توسط شهرزاد  |